|
|
|
|

|
|
|
|
|
دغدغه هاي ثبت شده
. خرداد 84 |
|
|
|
شهر من !!! ساكنانت كيستند ؟
از چه رنگ و آب و طرحي ؟ چيستند ؟
تابوت هايي روان ، مرده هايي متحرك ؟
اجسادي نالان ، زنده هايي مضحك ؟
اي گورهاي شما پيدا ، شما مرده ايد يا من؟
اي جسم هاي شما روان ، شما زنده ايد يا من ؟
من در كدام دسته مي رقصم ؟
جسم هاي سرگردان
تابوت هاي رقصان
يا پوست هاي نالان
من در كدام جزيره مي جنگم ؟
در خود ، در يك خط
در تقدير ، در يك شط ؟
من چيستم ؟
مرده در مجهولي به نام " تقدير"
يا نه ، زنده و در پي يك ، تفسير ؟
من در خيل مرده ها نمي گنجم
من در جمع زنده ها : مرده
من در ميان مرده ها : زنده
((
مرده ها ، روي پا هم
،
هستند
زنده ها ، توي قبر هم ، هستند
))
اي شما ، زنده و داغ ، خون در رگ
ولي دل مرده و يخ ، پا در شك
من ز شما دل كندم
ره ديگر رفتم
عاقبت فتح كنم ، قلعه شك را
عاقبت مي شكنم ، حصر فلك را
اي
تابوت هاي روان
رها كنيد مرا
من در شما نمي گنجم
اي گورستانهاي
پر
ترافيك
رها كنيد مرا
خواب يا بيدار ،
شاد يا بيمار ،
من
در شما نمي گنجم
توي چشم هايم :اميد به فردام
توي قلبم : عشقم و رويايم
روي دوشم : تابوتم
توي دستم : فانوسم
توي ذهنم : قصه ام
توي قصه ام : حرف هايم
توي حرف هايم ، دردم
توي دردم : ....
من مي خواهم ، مي جنگم ، يعني هستم
مي خندم ، مي گريم ، يعني هستم
روي دوشم : تابوتم
اما من ، توي آن : جا نمي شوم
شهر من : تاريك است
اما من ، توي آن : گم نمي شوم
گور من كوچيك است
اما من ، توي آن : جا نمي شوم
پر غصه است
، تو
دلم
اما من " پر "
نمي شوم
توي مرده ها مي گردم
اما من " كبك"
نمي شوم
آره من خانه بدوشم
اما من "هر بي سر و
پايي" نمي شوم
روي دوشم : تابوتم
اما من " تا "
نمي شوم
توي قلبم پر غصه است
اما من " پا "
مي مانم
اگر خواستي يا نخواستي
اگر هستي يا كه رفتي
همه چيز توي تو است
توي فكر و فرداي تو است
اگر مي خواهي ، يعني هستي
اگر سردي ، يعني رفتي
اگر ماندن و نبودن ، براي تو فرقي ندارد
اگر ديدن و نديدن ، براي تو دردي ندارد
لاي قبرها ، جا گرفتي
هاله
اي و پا
گرفتي
اگر هنوز حس ماندن با تو است
اگر هنوز فكر رفتن
بي تو
است
آره ، اي
من
، بايد بداني :
آره ، اي تو
، بايد بخواني :
زندگي ، آب روان است
تو بگو راه عبور و گذرش را
زندگي ، قصه و خواب است
تو بساز ، آخرش را
زندگي ، رد شدن ثانيه است
تو بگير ، نبض نفس هاش را
تو بخواه ، خدا كريم است
"
تو بگو
"، حرف قديم است
لاي مرده ها ، قدم زدن
عاقبتش ، فتح يك قبر است
تو مرده ها ، نفس زدن
عاقبتش ، لعنت مرگ است
تو بخواه ، خدا كريم است
تو بگو ، خدا رحيم است
تو نمير ، پشتت را دارند
تو برو ، هوات را دارند ....
|
|
|
خدا را دوست دارم ،
چون با هر
username كه باشم ، من را connect مي كند
خدا را دوست دارم ،
چون تا خودم
نخواهم مرا D.C نمي كند .
خدا را دوست دارم ،
چون با يك
delete هر چي را بخواهم پاك مي كند
خدا را دوست دارم ،
براي اينهمه friend كه براي
من add مي كند
خدا را دوست دارم ،
براي اينهمه wallpaper كه
update مي كند .
خدا را دوست دارم ،
چون با اينكه
خيلي بدم من را log off نمي كند
خدا را دوست دارم ،
چون همه چيز من را مي داند ولي
SEND TO ALL نمي كند
خدا را دوست دارم ،
چون مي گذارد هر جايي كه مي
خواهم Invisibel بروم
خدا را دوست دارم ،
چون هميشه جزء friend هام مي
ماند و من را delete و ignoreنمي كند .
خدا را دوست دارم ،
چون هميشه اجازه ، undo كردن
را به من مي ده .
خدا را دوست دارم ،
چون آن من را install كرده
خدا را دوست دارم ،
چون هيچ وقت به من پيغام the
line busy نمي دهد .
خدا را دوست دارم ،
چون اراده كنم ، ON مي شود و
من مي توانم با هاش حرف بزنم
خدا را دوست دارم ،
چون دلش را مي شكنم ، اما آن
باز من را مي بخشد وshout down ام نمي كند .
خدا را دوست دارم ،
چون password اش را هيچ وقت
يادم نمي رود ، كافي به دلم سر بزنم.
خدا را دوست دارم ،
چون تلفنش هميشه آنتن مي دهد
خدا را دوست دارم ،
چون شماره اش
هميشه در شبكه موجود است
خدا را دوست دارم ،
چون هيچ وقت پيغام no response to نمي دهد
خدا را دوست دارم ،
چون هيچ وقت گوشي اش را خاموش
نمي كند .
خدا را دوست دارم ،
چون هيچ وقت ويروسي نمي شود و هميشه سالم است
خدا را دوست دارم ،
چون هر چي آنتي ويروس است از
زير دست ان مي آيد بيرون
خدا را دوست دارم ،
چون هيچوقت نيازي نيست
براشBUZZ بدهم .
خدا را دوست دارم ،
چون آهنگ حرف هاش هميشه من را
آرام مي كند
خدا را دوست دارم ،
چون نامه هاش چند كلمه اي نيست
، تازه spam هم تو كارش نيست .
خدا را دوست دارم ،
چون وسط حرف زدن نمي
گويد ، وقت ندارم ، بايد بروم يا دارم با كس ديگري حرف مي زنم ...
خدا را دوست دارم ،
چون من را براي خودم مي
خواهد ، نه خودش .
خدا را دوست دارم ،
آخر آن هيچوقت بي معرفت
نمي شود ...
خدا را دوست دارم ،
چون هميشه وقت دارد حرف
هايم را بشنود .
خدا را دوست دارم ،
چون نمي گويد نامه هات
مختصر باشد من وقت ندارم همه اش را بخوانم...
خدا را دوست دارم ،
چون فقط وقت بي كاريش
ياد من نمي افتد
خدا را دوست دارم ،
چون
من از يادش نمي روم ، حتي اگر تعداد friend هاش خيلي خيلي خيلي زياد هم بشود
، حتي اگر ته ته ته ليست friend هاش باشم .
خدا را دوست دارم ،
چون به هم من فكر مي
كند
خدا را دوست دارم ،
چون مي توانم از يكي
ديگر پيشش گله كنم ، بگويم كه ....
خدا را دوست دارم ،
چون هميشه پيشم مي ماند
و من را تنها نمي گذارد ، دوست داشتنش ابدي است .
خدا را دوست دارم ،
چون مي توانم احساسم را
راحت به آن بگويم ، نه اصلا نيازي نيست بگويم ، خودش مي تواند نگفته ، حرف ام
را بخواند .
خدا را دوست دارم ،
چون به من مي گويد
دوستم دارد و دوست داشتنش اش را قايم نمي كند .
خدا را دوست دارم ،
چون به آن مي توانم
بگويم ، دوستش دارم و خجالت نكشم ، و فكر نكنم بعدش چي مي شود ؟
خدا را دوست دارم ،
چون تنها كسي كه مي
تواني جلوش بدون اينكه خجل بشوي گريه كني ، و بگويي دلت براش تنگ شده .
خدا را دوست دارم ،
چون ، مي گذارد دوستش
داشته باشم ، وقتي مي دانم لياقت آنرا ندارم.
خدا را دوست دارم چون
مي گذارد
بگويم :
خدا را دوست دارم ....
|